چهارشنبه 07 تير 1396  | ثبت نام  | ورود به سايت
 English (United States) fa-IR
 
 
ادامه مطلب کمينه
تصویر صرع در سریال تلویزیونی «پرستاران»
نوشته شده توسط siteadmin در3/1/2017 09:02:35 ق.ظ

 نمودهای صوتی و بصری و تابلوی بالینی نسبتا خاص بیماری صرع از دیرباز تا کنون توجه دست اندرکاران رسانه ها را به خود جلب نموده است.این بیماری که قدمتی به درازای عمر تاریخ زیست بشر دارد از منظر ادبا و هنرمندان همواره در هاله ای از ابهام فرو رفته است.


دکتر شهرام خرازی ها
رئیس گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران
 
 مبتلایان به صرع در آثار ادبی و تولیدات نمایشی ، سینمایی و تلویزیونی بارها به عنوان افرادی ترحم برانگیز ، غیرعادی ، ترسناک ، سربار اجتماع و خانواده ، بدبخت ، دست و پاچلفتی ، بی قابلیت ،نالایق،افسرده ، حقیر ، سرگردان ،لاابالی ، سودایی ، خطرناک و ... معرفی شده اند!!؟  جماعت کثیری بر این باورند که:
صرع شکنجه و مجازاتی الهی است و فرد مبتلا به صرع در هر نوبت حمله ، تاوان بخشی از گناهان خود را می پردازد.
-   روح و روان افراد مبتلا توسط اجنه یا شیطان تسخیر شده است.
-      صرع هیچ درمانی ندارد.
-   با کشیدن خط به دور فرد مبتلا به صرع در زمان بروز حمله ، باید مانع از نفوذ ارواح خبیثه به دیگران شد.
این پندارهای قالبی غلط و باورهای اشتباه دیگر پیرامون مبتلایان، بارها توسط دست اندرکاران رسانه آگاهانه یا ناآگاهانه پدید آمده یا تقویت شده است. چه بسا اگر اهالی رسانه می دانستند که با محصولات شبهه افکن خود، مبتلایان را از تعامل مثبت مردم، خدمات اجتماعی(از جمله استخدام) و بسیاری از امکانات محروم می کنند هرگز دست به این کار نمی زدند.
تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه در مقایسه با دیگر رسانه ها همچنین به واسطه بهره مندی همزمان از صوت و تصویر، تأثیر شگرفی بر دانش، نگرش و رفتار مخاطبان خود دارد. ارائه اطلاعات پزشکی  نادرست از طریق این رسانه گاه تبعات جبران ناپذیری در پی دارد؛ در این زمینه می توان اشاره کرد به نگه داشتن دست و پای فرد مبتلا به صرع هنگام بروز حمله توسط افرادی که ناظر حمله هستند ، که این اقدام می تواند به شکستگی و بروز آسیب در بیمار منجر گردد. این اشتباه رایج در تله فیلم ها و سریال ها به دفعات مشاهده می شود.
اخیرا شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران اقدام به پخش سریالی نموده به نام پرستاران که چهار قسمت ابتدایی آن به تشنج و صرع اختصاص یافته است. انعکاس صحیح مشکلات مبتلایان به صرع از طریق رسانه ملی می تواند با تغییر نگرش مردم، کمک شایان توجهی به این گروه از بیماران نماید. بهره مندی عوامل سریال از یک نفر دانش آموخته رشته پرستاری به عنوان مشاور در امور پزشکی و پرستاری برای فیلمنامه و اجرا، نتایج قابل توجهی به بار آورده است. به گونه ای که خطاهای علمی سریال پرستاران در مقایسه با دیگر سریال های ایرانی متمرکز بر موضوعات پزشکی که تاکنون از تلویزیون پخش شده، اندک است. 
سریال با ازدواج پرچالش فاطمه و جواد آغاز می گردد. تشنج فاطمه در مراسم عقد سبب می شود تا روابط بین خانواده عروس و داماد دستخوش تغییرات زیادی گردد. فاطمه نمونه کمتر شایعی از یک فرد مبتلا به صرع است. زیرا او در سن بیست و چهار سالگی برای نخستین بار دچار حمله صرع می گردد، در حالی که معمولا این اتفاق زیر بیست و چهارسالگی رخ می  دهد. واکنش های خانواده داماد در قبال حمله عروس تقریبا از نوع همان واکنش هایی است که متأسفانه هنوز در سطح جامعه رواج دارد. مادر شوهر حاضر به پذیرش دختری که هنوز ابتلایش به صرع تشخیص داده نشده، نیست و او خود زودتر از پزشک به تشخیص رسیده و پسرش را از وصلت با چنین دختری برحذر می دارد. واکنش داماد در قبال ابتلای همسر آینده اش به صرع قابل تأمل و نیازمند تدقیق است؛ جواد بر سر دوراهی انتخاب قرار می گیرد اما در نهایت وصلت با دختر مبتلا به صرع را برمی گزیند.
 بزرگ ترین امتیاز چهار قسمت اول سریال را باید در همین تصمیم داماد سراغ گرفت. سریال پرستاران با ظرافت به مخاطب خود آموزش می دهد که ازدواج با فرد مبتلا به صرع  یا مشکوک به صرع از نظر پزشکی بلامانع بوده و صرع نمی تواند مانعی بر سر راه عشق باشد. این که مبتلایان حق ازدواج و حتی انتخاب شریک زندگی خود را دارند، یکی از ارزشمندترین پیام هایی است که از سریال به بیننده منتقل می شود.سریال پرستاران از ظهور نسلی خبر می دهد که قادر است باورها و نگرش های غلط پیشینیان خود را تغییر داده و افق جدیدی روبه خود بگشاید. در انتهای قسمت چهارم شاهدیم که جواد بالاخره موافقت پدر و مادرش را برای ازدواج با فاطمه جلب می کند و از آن مهم تر دختر هم با قطعی شدن تشخیص بیماری، از ازدواج نهراسیده و تصمیم می گیرد زندگی مشترک با پسر مورد علاقه اش را آغاز نماید. دست اندرکارن سریال تلاش کرده اند تا انگ لاعلاجی را از بیماری صرع بردارند و در این زمینه تا حدودی (اما نه کاملا) موفق بوده اند. 
سریال البته خالی از اشکال هم نیست؛ فاطمه دقایق زیادی با لباس عروس روی تخت بیمارستان در بخش اورژانس تحت مراقبت و درمان قرار می گیرد در حالی که قاعدتا باید همچون دیگر بیماران اورژانس لباس بیماران بیمارستان را بر تن می داشت.آموزش دادن به دانشجوها در حضور فرد مبتلا به صرع و والدینش نیز یک اشتباه فاحش علمی است. آموزش بیمارستانی با رعایت اصول ویژه و در غیاب همراه بیماران صورت می گیرد و بالفرض هم که چنین اتفاقی رخ دهد،فرد آموزش دهنده و دانشجویان از لغات انگلیسی خاص و اصطلاحات پزشکی استفاده می کنند تا هم اسرار بیمار محفوظ بماند هم او و همراهانش در مورد سیر،عوارض و پیش آگهی بیماری دچار ابهام، وسواس و وحشت نشوند. به کار بردن صفت «غشی» برای اشاره به فرد مبتلا به صرع اشتباه رایجی است که در این سریال هم رخ داده است. جای الکتروانسفالوگرافی به عنوان یک روش تشخیصی برای بیماری صرع در این سریال خالی است؛ خلاء حاصله سبب شده تا روند تشخیص گذاری برای فرد مبتلا از جانب کادر درمانگر بیمارستان ناقص به نظر برسد. فاش کردن موضوع ابتلای یکی از بستگان پدرعروس به صرع کارکرد دراماتیک ندارد و قابل حذف است. این موضوع آن چنان دردبار مطرح شده که سریال را از اهداف سلامت محور دور می کند. وقتی پدر فاطمه این راز خانوادگی را برای پزشک معالج دخترش فاش می کند، واکنش پزشک و دیالوگ هایش غیرعلمی است و با واقعیت موجود در جامعه پزشکی همخوان نیست. 

 «پرستاران» با وجود همه این اشکالات و نواقص، به عنوان نخستین گام رسانه ملی برای ارائه تصویری نزدیک به واقعیت از جامعه پزشکی مجموعه ای است تقریبا قابل قبول. قرار گرفتن ساخت و پخش چنین سریال هایی در دستور کار سیاستگذاران سیمای جمهوری اسلامی ایران ضرورتی است انکارناپذیر/. 

print



rating
 نظرات