پنجشنبه 27 مهر 1396  | ثبت نام  | ورود به سايت
 English (United States) fa-IR
 
 
ادامه مطلب کمينه
گزارش : حضور بنفش فصلنامۀ "صرع و سلامتی" در نمایشگاه مطبوعات
نوشته شده توسط siteadmin در12/29/2012 02:53:13 ب.ظ

 

از مدتی پیش در این فکر بودم که برای جذاب شدن غرفه و معرفی صرع چه کار کنم؟ تا اینکه ایدۀ نصب بادکنک به ذهنم رسید آن هم بادکنکهای بنفش که نشان دهندۀ صرع باشند.


 

" ممکن است از این بادکنکها به پسرم بدهید؟ " این جمله ای بود که مکررا از والدینی شنیدم که با کودکانشان به نمایشگاه مطبوعات آمده بودند.
گویی چشم انتظاری عادت شده باشد ، مدتی منتظر ماندم تا بالاخره شرکت نشرآوران به درخواست فصلنامۀ "صرع و سلامتی " برای داشتن غرفه در نمایشگاه مطبوعات پاسخ مثبت داد.
از مدتی پیش در این فکر بودم که برای جذاب شدن غرفه و معرفی صرع چه کار کنم؟ تا اینکه ایدۀ نصب بادکنک به ذهنم رسید آن هم بادکنکهای بنفش که نشان دهندۀ صرع باشند.
روز قبل از افتتاحیه ، وسایلی را که آماده کرده بودیم به نمایشگاه منتقل کردیم.وقتی رسیدیم طبق روال هرسال از این در به آن در مصلی پاس داده شدیم تا اینکه از در خیابان شهید قنبرزاده وارد شدیم.
از فاصله زیادی تا در ورودی شبستان بلوکهای سیمانی برای منع ورود ماشینها خودنمایی می کرد اما ماشینهایی که از خیابان شهید بهشتی وارد شده بودند ، به در ورودی سالن نزدیکتر بودند ، نمی دانم شاید ما شاخ داشتیم که اجازه ندادند از این در وارد شویم.
به محض پیاده شدن ، کارگران باربر مثل مورو ملخ به دورمان ریختند که چمدانهای نشریات و بقیۀ وسایل را با خود ببرند به امید اینکه نه یک هزار تومانی ، نه دوتا ، بلکه پنج شش تایی از ما بگیرند. ما هم زرنگتر از آنها وسایل را برداشتیم و راه افتادیم.
از در شبستان که وارد شدیم تازه سرگردان شدیم، از این طرف به آن طرف تا غرفه مان را پیدا کنیم.
روزنامه های بزرگ مثل همشهری ، اطلاعات ، کیهان ،ایران و بسیاری از مجله ها با دکورهای آنچنانی که حتما هزینۀ زیادی برایشان صرف شده بود ، مشغول نصب سازه های خود بودند.
ناگهان آقای قصرانی را با عده زیادی آدم دیدیم که مثل سردستۀ یک گروه راهپیمایی ، آنها را از این سو به آن سو می برد تا محل غرفه هایشان را نشان دهد. ما هم دوان دوان به گروه پیوستیم و جای غرفه را سؤال کردیم. انگار سفارشها کار خودش را کرده بود، جای خوبی به فصلنامۀ ما داده بودند ، همان ابتدای در ورودی شبستان ، راهروی دوم سمت راست. وسایل را سریع منتقل کردیم و دست به کار شدیم. کنار ما هم غرفۀ نشریۀ توان یاب مخصوص معلولان قرار داشت.
نسرین فرخی کارشناس روابط عمومی انجمن که روز اول در نمایشگاه حضور داشت ، قصۀ پرغصۀ نصب بادکنکها را برایم تعریف کرد. می گفت گویی مسئول حراست ما را مظلوم گیر آورده باشد ، دست از سر بادکنکهای ما بر نمی داشت. چپ و راست می گفت جمعش کنید. از امیر حسین سماوات ، یکی از آشنایان انجمن که در خبرگزاری سلامت نیوز کار می کند، کمک گرفتم ، گفت اتفاقا آقای محمدزاده رئیس مطبوعات داخلی آمده از نمایشگاه بازدید کند ، بدون اتلاف وقت رفتیم و مشکل را مطرح کردم و اجازه برقراری نصب بادکنکها را گرفتم.
قرار شد از فردا که نمایشگاه افتتاح می شود یکی از اعضای انجمن و هر روز یک نفر از کارکنان انجمن غرفه را اداره کنند و ضمن معرفی انجمن ، به توزیع فصلنامه ، بروشور و کتاب بپردازند.
 یکی از خبرنگاران ضمن بازدید  از غرفه می گوید: خیلی ها صرع را پنهان می کنند اما حضور انجمن صرع در این نمایشگاهها کمک زیادی به شناخت مردم و ترغیب بیماران برای بروز بیماری خود می کند.او همچنین می گوید : دیدن این بادکنکهای بنفش از ابتدای راهرو ، مرا برای بازدید غرفه کنجکاو کرد.  
مسئول غرفۀ روبرو می پرسد: رنگ سازمانی شما بنفش است؟ می گویم این رنگ جهانی صرع است که اولین بار در کانادا به دلیل بنفش بودن گیاه اسطوخودوس که در درمان صرع مفید است ، به پیشنهاد یک دختر بچۀ کانادایی ، انتخاب شده و ما هم به عنوان انجمن صرع ایران رنگ بنفش را پذیرفته و از آن استفاده می کنیم .
امسال اولین سالی بود که بادکنکهای بنفش توجه بازدید کنندگان در نمایشگاه را به خود جلب کرد. آمادۀ خروج از نمایشگاه که می شوم ، مادربزرگ پیری برای نوۀ خود بادکنک می خواهد.
 
 
 
 
 
 
print



rating
 نظرات